موضوعات :
+ موضوعات طریق عشق :
1- خدا چیه؟! (توحید و صفات او!)
2- چرا محمد؟ (نبوت، شخصیت پیامبر و...)
3- قرآن چیست؟ برای کیست؟! (جایگاه قرآن، صحت و... )
4- صحابه یا علی؟ . چرا امامت؟! (امامت، بررسی جایگاه در آیه و حدیث و...)
5- از کجا معلوم قیامتی باشه؟! (معاد ، آخرت، چگونگی آن و...)
6- این آقای منتظر ... (مهدی، انتظار ، آیات و احادیث پیرامون انتظار و...)
7- آقا این "زن" توی اسلام چجوریاست؟! بهش ظلم نشده؟! (زن در اسلام)
8- موسیقی، گوش بدیم یا ندیم؟! (بررسی علمی، دینی انواع موسیقی)
9- gf . bf ، آیا نمیشه داشت؟! (دوستی و رابطه با جنس مخالف، فواید(!) و مضرات)
10- مهم دله! از ظاهر نگو! (احکام و ضرورت اجرایشان، ظاهر و باطن اعمال و...)
+ موضوعات حاشیه ای! (اگه وقت داشتم (که ندارم!) اینارو هم میگم :
الف) چجوری دعا کنم ؟! (دعا های باحال، تیز بازی های دعا کردن!)
ب) اسلام درباره ی نظافت چیزی نگفته؟! (دستورات بهداشتی_آرایشی_سلامتی اسلام!)
پ) من مذهبی ام، اما گاهی وقت ها از "جو روحانی" ام خارج میشم ، چه کنم؟!
ت) چجوری ثانیه به ثانیه ی زندگیم ، آرام باشه؟ (آرامش اسلامی)
ث) با "زن" و "شوهر"مان چه کنیم؟! (وظایف،احکام نکاح،احادیث مربوط به روابط زناشویی_جنسی)
وبلاگ های همکاری کننده در طرح "طریق عشق" :
با ثبت نام وبلاگ و نام خودتان در نظرات همین وبلاگ ، در لیست زیر وارد خواهید شد .
بعدا دلیل اینکار را به شما خواهم گفت!
باتشکر - علیرضا
اسم اعظم خدا چیست؟
آموزش اسم اعظم

همگی تا بحال درباره اسم اعظم خدا چیزهایی شنیدهایم. گاه آرزو کرده ایم وای کاش گفته ایم که چه می شد ما هم به این اسم اکسیری دست می یافتیم تا به آرزوهای نایاب و محال خویش دست می یافتیم. اما اندکی بعد به ذهنمان خطور می کرد که دست ما کوتاه و خرما برنخیل!
اما این دریغ و افسوس سرایی ها خیلی در منطق اسلام جایی ندارد.اگر تلاش کنی به حقیقت اسم شریف اعظم در جوانی هم دست خواهی یافت . این نوشتار که بر گرفته از قلم گرانسنگ مرحوم علامه طباطبایی است ،برآن است تا پرده از اسم اعظم الهی برگرفته و راز دستیابی به آن را بیاموزد.
صلوات.بهترین دعا.بهترین عمل در عبادات
سلام. ادامه ی بحث عاشق خدا شدن --> شنبه
صلوات؛ بهترین دعا

عبدالسلام(بن عبدالرحمن) بن نعیم گوید: به امام صادق(علیه السلام) عرض كردم : من داخل كعبه شدم و دعایى به خاطرم نیامد جز صلوات بر محمد(صلى الله علیه و آله) فرمود: آگاه باش مانند تو در فضیلت و ثواب، كسى از خانه خدا بیرون نیامده است.(1)
امام صادق(علیه السلام) فرمود: هر كس بر محمد و آل محمد (علیهمالسلام) صلوات بفرستد، خداوند یكصد حسنه در نامه عملش بنویسد، و هر كس(بر محمد و اهل بیتش صلوات فرستد به این طریق كه) بگوید:
«صلى الله على محمد و اهل بیته»؛ خداوند براى او هزار حسنه بنویسد.
و نیز رسول خدا(صلى الله علیه و آله) فرمود:
«من صلى على صلى الله علیه و ملائكته فمن شاء فلیقل و من شاء فلیكثر؛ هر كس بر من صلوات و درود فرستد، خدا و فرشتگانش بر وى صلوات و درود مىفرستند. هر كس خواهد كم و هر كس خواهد بسیار این عمل را انجام دهد.
1- ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 345.
برگرفته از آثار و بركات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت، عباس عزیزى .
آغاز امامت مهدی بر تمام هم قطارانش مبارکباد!
در دوران رهبری امام مهدی علیه السلام با ایجاد مرکز واحد و مدیریت و حاکمیتیگانه الهی برای همه اجتماعات، نژادها و منطقهها، سبب اصلی جنگ و ظلم از بین میرود .
در روایتی از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله میخوانیم: «الائمة من بعدی اثنا عشر اولهم انتیا علی و آخرهم القائم الذی یفتح الله تعالی ذکره علی یدیه مشارق الارض و مغاربها; (3) پیشوایان پس از من دوازده نفرند; اولین آنها تو هستی ای علی، و آخرین آنها قائم است; همو که خداوند به دست او مشرقها و مغربها [کنایه از تمامی کره زمین] را فتح خواهد کرد .»
چگونه مىتوان تنها حقانیت اسلام را نسبت به مسیحیت و یهودیت اثبات كرد؟
براى پاسخ به این سؤال از دو راه كلى (عقل و آیات قرآن كریم)، مسأله را پى مىگیریم.
یك. راه عقل
براى داورى در مورد حقانیت یك دین و عدم حقانیت ادیان دیگر، باید ابتدا با اصول عقاید و آموزههاى ادیان آشنا شد و آنگاه آن را به وسیله عقل - كه حجت درونى انسان است - محك زد. ما در چنین مراجعهاى، اصول عقاید و معارف دین اسلام را مبتنى بر ادله و براهین متقن و یقینى عقلى مىیابیم؛ یعنى، یكایك این اصول به وسیله براهین متعدد یقینى اثبات مىگردد. با وجود براهینى كه درباره اصل توحید اقامه مىشود، ادیان و مكاتب غیرتوحیدى - كه اعتقاد به تثویت (دوخدایى)، تثلیث (سه خدایى) یا چند خدایى از اركان اعتقادى آنها محسوب مىشود - ابطال مىگردد. در همین زمینه، آنچه كه از ادله یقینى عقلى بر نفى جسمیت یا رؤیت خداوند اقامه مىشود، مكاتب و مذاهبى را كه مبتنى بر چنین عقایدى هستند، رد مىكند. در خصوص دو دین بزرگ یهودیت و مسیحیت، نیز با همین حجت درونى؛ یعنى، احكام و براهین یقینى عقل، اگر به بررسى آموزههاى این دو دین بنشینیم، به نتیجه مشابه سایر مكاتب خواهیم رسید.
در خصوص ادیان الهى و آسمانى باید گفت كه حقیقت و گوهر همه آنان، دعوت به انقیاد و تسلیم در برابر خداوند متعال است، لكن دستور العملهاى مربوط به چگونگى تأمین سعادت دنیوى و اخروى انسان، كه در اصطلاح از آن به «شریعت» یاد مىشود، متفاوت است؛ یعنى، با توجه به اختلاف زمان و مكان و مخاطب این دستورالعملها، مراحل مختلى را گذرانده و متناسب با آن رو به تكامل بوده است. علاوه بر این، اصول عقاید و گوهر ادیان نیز در مقام بیان و تبیین از عمق و تفصیل بیشترى برخوردار گردیده است. در حقیقت، دین توحیدى واحد است و شرایع متعدد است: «ان الدین عند الله الاسلام»؛ آل عمران (3)، آیه 19. «به درستى كه دین در نزد خدا اسلام (تسلیم در برابر حق) است».
با ظهور هر پیامبرى شریعت قبلى پالایش یافته و در شكل كاملترى عرضه شده است. از این رو پیامبران همه مبلغ دین واحد بودند، و به همین جهت، یكى پس از دیگرى مژده آمدن پیامبر جدید را مىدادند و به این مطلب در كتاب مقدس یهودیت و مسیحیت تصریح شده است. تورات، كتاب هوشیع نبى.
بنابراین پیروى صحیح از آیین یهود، با آمدن حضرت عیسى، در تبعیت از ایشان خواهد بود و پیروى صحیح از آیین مسیح با ظهور پیامبر اسلام، در تبعیت از حضرت نبى اكرم خواهد بود. در نتیجه، تفاوت شرایع آسمانى به معناى درجات متكامل از یك راه و یك حقیقت است. با توجه به این بیان عقل، با قطع نظر از مسأله تحریف در شرایع گذشته، حكم به لزوم پیروى از جامعترین و كاملترین پیام و دستورالعمل الهى كه در آخرین شریعت (اسلام) متجلى شده است، مىنماید. همچنین عقل، در بررسى آموزههایى كه توسط یهودیت و مسیحیت امروزى تبیین مىشود، آنها را مخالف با براهین یقینى خود مىیابد. اعتقاد به تثلیث رساله اول به قرنتیان 6:8 و انجیل یوحنا: 20. تجسم و رؤیت همان و سفر پیدایش. امورى است كه براهین عقلى آن را از هیچ مكتب و مذهبى نمىپذیرد؛ بلكه آن را نشانه عدم حقانیت و در واقع تحریف آنها مىداند. به پارهاى دیگر از تحریفات صورت گرفته در این دو دین بزرگ اشارهاى گذرا مىكنیم تا بر اساس حكم عقل، خود داورى كنید:
تحریفات مسیحیت و یهود
1. اتهامات ناروا به پیامبران؛ علاوه بر رسوخ تحریفات بنیادى و اعتقادى در كتاب مقدس، پارهاى اتهامات ناروا و غیراخلاقى به بعضى از پیامبران نسبت داده شده است كه قلم از بیان آن شرم دارد، ر.ك: انجیل یوحنا، 1:112، سفرتكوین، 30:19 38 و براى آشنایى بیشتر ر.ك: انیس الاعلام، ج 3 و صادقى، محمد، بشارات عهدین، ص 73 و 177. این در حالى است كه براهین عقلى لزوم عصمت پیامبران را اثبات مىكند.
2. وجود افسانهها؛ وجود افسانههاى بىپایه در كتاب مقدس، یكى دیگر از جنبههاى تحریف آن است؛ از جمله مىتوان به كشتى گرفتن حضرت یعقوب با خدا و غلبهاى او بر خدا، اشاره كرد سفر پیدایش، 43/2330.
3. گناه فطرى؛ مسیحیان معتقدند، آدم در بهشت به گناه آلوده شد و این گناه به همه فرزندان او نیز منتقل مىشود؛ یعنى، انسان بالفطرة گناهكار است و هرگونه تلاش و عمل انسان در رهایى از این خطا، سودى نخواهد بخشید و تصلیب و به دار كشیده شدن حضرت عیسى(ع)، كفاره گناه فطرى انسان است.
4. تقویت ظلم؛ یكى دیگر از آموزههاى نامعقول كتاب مقدس، توجیه ظلم و ستم و دعوت به سكوت در برابر حاكمان ظالم، به بهانه این است كه آنان حاكم و سایه خدا در زمیناند. انجیل متى، 38:5 و اكثر نامههاى پولس به رومیان. وجود این گونه آموزههاى غیرعقلانى در كنار طرح مسأله تثلیث و تجسیم و وجود تناقضات متعدد در متن كتاب مقدس، در كتاب «انیسالاعلام»، ج2، 125 مورد تناقض موجود در كتاب مقدس مورد بررسى قرار گرفته است. دلیل بر عدم حقانیت مسیحیت و یهودیت امروزى است.
خلاصه سخن اینكه راه شناخت حقانیت دین اسلام و عدم حقانیت سایر ادیان و شرایع، مراجعه به آموزههاى آنها و داورى است. اگر كسى مراجعه كند، خواهد یافت كه اسلام در سه وادى «عقاید»، «اخلاق و فضایل» و «احكام فردى و اجتماعى»، نه تنها كاملتر از سایر ادیان؛ بلكه قابل مقایسه و طرف نسبت با آنها نیست و در تمام دوره زندگى بشر، عقاید و شریعتى به اینجامعیت و عمق و اتقان و استوارى بر بنیان عقل، وجود ندارد.
امام خمینى(ره) در این زمینه، در كتاب چهل حدیث مىنویسد: «اثبات حقانیت دین اسلام، احتیاج به هیچ مقدمه ندارد جز نظر كردن به خود آن و مقایسه بین آن و سایر ادیان و شرایع». خمینى، روحالله، چهل حدیث، شرح حدیث دوازدهم، ص 201.
در پایان این بخش، به این نكته اشاره مىكنیم كه داورى عقل و سنجش و حكم عقل به حقانیت دین اسلام و عدم حقانیت سایر ادیان، خود دلیلى بر نفى پلورالیزم است.
دو. راه آیات:
آیات قرآنى علاوه بر دلالت بر انحصار دین حق در اسلام و در نتیجه نفى پلورالیسم و تكثرگرایى دینى، به صراحت با برخى از اصول و مبانى پلورالیسم مخالف است و آن را ابطال مىكند. مجموع آیات در این زمینه را در سه بخش قرار مىدهیم:1. آیاتى كه بر صراحت، تنها اسلام را دین حق و صراط مستقیم معرفى مىكند و عقاید پیروان سایر ادیان را باطل معرفى كرده و آنان را به پیروى از اسلام دعوت مىكند:
الف. «و من یبتغ غیرالاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فى الآخرة من الخاسرین». آلعمران (3)، آیه 85.
ب. «و لن ترضى عنك الیهود و لا النصارى حتى تتّبع ملّتهم، قل انّ هدى الله هو الهدى و لئن اتّبعت اهوائهم بعد الذى جاءك من العلم مالك من الله من ولىّ و لا نصیر». بقره (2)، آیه 120.
ج. «و قالت الیهود عُزیر ابن الله و قالت النصارى المسیح ابن الله ذلك قولهم بافواههم یضاهئون قول الّذین كفروا من قبل قاتلهم الله انّى یؤفكون». توبه (9)، آیه 30.
و آیات فراوان دیگر كه شما را به قرآن كریم ارجاع مىدهیم: سوره آلعمران(3)، آیه 61 (مباهله با مسیحیان)؛ سوره توبه (9)، آیه 32 و 31؛ سوره نساء(4)، آیه 157و 171؛ سوره مائده(5)، آیه 51 و 73؛ سوره فتح (48)، آیه 28؛ سوره صف (61)، آیه9؛ سوره مریم(19)، آیات 91 88؛ سوره بقره (2)، آیه 79.
2. آیاتى كه با مبناى شكاكیت و نسبیتگرایى و عدم امكان دستیابى به حقیقت - كه از مبانى و پیشفرضهاى پلورالیزم دینى است - در تضاد و تقابل است و نشان مىدهد كه از دیدگاه قرآن، به هیچ وجه شكاكیت و نسبیّت مورد پذیرش نیست و رسیدن به حقیقت امكانپذیر است. این آیات عبارت است از:
الف. آیاتى كه شكاكان را مورد سرزنش قرار مىدهد. نحل (16)، آیه 66؛ جاثیه (45)، آیه 32.
ب. آیاتى كه ادله انبیا را روشن و آشكار، و شكّ شكاكان را بىوجه معرفى مىكند. ابراهیم (14)، آیه 9 و 10.
ج. آیاتى كه امر به تبعیت از علم و یقین و اجتناب از پیروى از ظن و گمان و شك دارد. اسراء (17)، آیه 36؛ یونس (10)، آیه 36؛ نجم (53)، آیه 28.
3. پلورالیزم دینى، بر اساس برخى از مبانى جدید هرمنوتیك استوار است كه مىپندارد، عبارات و متون دینى صامت، یعنى، خالى از معانىاند و قهرا هر نوع شناختى از دین، كاملاً شخصى مىباشد. آیات و روایات بسیارى با این مبنا به صراحت مخالفت دارند:
الف. «و انزلنا معهم الكتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط» ؛ حدید (57)، آیه 25. «كتاب و میزان را نازل كردیم تا مردم به قسط و عدل قیام كنند». اگر هر كسى بر اساس صامت بودن قرآن، برداشتى از آن داشته باشد، معیار تمییز بین عدالت و ظلم در قرآن وجود نخواهد داشت و به تبع اقامه عدل بر اساس آن معیار واحد در جامعه، ممكن نخواهد شد.
ب. «و نزّلنا علیك الكتاب تبیانا لكل شىء» ؛ نحل (16)، آیه 89. «این كتاب (قرآن) را بر تو فرستادیم تا حقیقت هر چیز را بیان كند».
ج. «و تلك حدود الله یبینها لقوم یعلمون» ؛ بقره (2)، آیه 230. «این است احكام خدا، بیان مىكند آن را براى قومى كه دانا هستند».
د. «لا اكراه فى الدین قد تبین الرشد من الغى» ؛ همان، آیه 256. «هیچ اكراهى در دین نیست به درستى كه راه هدایت از گمراهى، روشن گردید».
آیات بالا، قرآن كریم را بیان كننده راه راست از گمراهى و نشانگر حدود الهى و بیانگر هر چیز، معرفى مىكند و این با مبناى هرمنوتیك جدید، یعنى، خالى بودن عبارات و متون از بار معنایى و تأثیرپذیرى از دانشهاى بشرى و در نتیجه شخصى بودن برداشتها از عبارت (و نه معرفتى بودن این برداشتها) ناسازگار و درست در نقطه مقابل است.
حاصل سخن:
با مراجعه به حكم عقل و آیات قرآن كریم، به هیچ وجه پلورالیسم و كثرتگرایى دینى، به معناى حقانیت همه ادیان، قابل پذیرش نیست؛ لكن توجه به این نكته ضرورى است كه دین حق و صراط مستقیم واحد است؛ ولى معذّر و حجت متعدد است. باید مسأله حقانیت را از معذّریت و حجت جدا كرد. پیروان سایر ادیان، خارج از شریعت حق و مطلوب الهى هستند؛ اما در صورت وجود دو شرط: (1. جهل به اسلام، 2. پاىبندى به آیین خود) داراى حجت و مستمسك خواهند بود و راهشان هر چند «صراط مستقیم» و دین حق نیست؛ اما قابل اعتذار است و در روز قیامت نزد خداوند معذوراند. قرآن از این گروه به «مستضعف» یاد كرده است. این گروه ضمن معذور بودن، در صورت تحقق آن روشها، بهرهاى از سعادت خواهند برد و به درجهاى از سعادت نایل خواهند شد.نكته دیگر آنكه حقیقت دین یك چیز بیش نیست؛ ولى وحدت آن، از سنخ وحدت عددى نیست،؛ بلكه از قبیل وحدت تشكیكى است؛ یعنى، داراى مراتب است كه قرآن از این مراتب به «سبل» تعبیر كرده است. صراط مستقیم واحد است؛ اما سبل به تعدد و اختلاف سالكان و متعبدان متعدد است: «والذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا». عنكبوت (29)، آیه 69.
صراط مستقیم همان شاهراه هدایت است كه سبل امن الهى به آن منتهى مىشود و هر كس به همان مقدار كه از سبل امن الهى پیروى كند، از صراط مستقیم نیز بهرهمند خواهد شد و هر كس همه سبل امن الهى را طى كند، از صراط مستقیم به طور كامل بهرهمند خواهند شد: «... قد جائكم من الله نور و كتاب مبین یهدى به الله من اتّبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الى النور بإذنه و یهدیهم الى صراط مستقیم». مائده (5)، آیه 15و16. ر.ك: المیزان، ج 1، ذیل آیه 6و7 سوره حمد، (بحث صراط و سبیل).
براى آشنایى بیشتر منابع زیر معرفى مىگردد:
الف. كتاب نقد، شماره 4، ص 242، مقاله «نگاهى درون دینى به پلورالیزم دینى، عبدالحسین خسروپناه»؛
ب. قدردان قراملكى، محمدحسن، سویههاى پلورالیزم؛
پ. قدردان قراملكى، محمدحسن، قرآن و پلورالیزم.
اهداف امام حسین در قرآن,قرآن و امام حسین,هدف از قیام
در اسلام به همان مقدار كه از فساد انتقاد و با آن مقابله شده ، نسبت به اصلاح سفارش و تأكید شده است . قرآن تنها به ایمان و تقوای درونی اكتفا نمی كند، بلكه اصلاح را لازمه ی ایمان و تقوی می شمارد. (آمن و اصلح ) (1) و (فمن اتّقی و اصلح ) (2) .
خداوند خود اوّل مصلح است ; (و اصلح بالهم ) (3) و لذا از مردم نیز خواسته تا اوّل عیب های خود را اصلاح كنند; (تابوا و اصلحوا...) (4) و سپس به اصلاح جامعه بپردازند. (فاتّقوا اللّه و اصلحوا ذات بینكم ) (5) اصلاح گر هرگز به دنبال فتنه انگیزان نمی رود، (و اصلح و لا تتّبع سبیل المفسدین ) (6) البتّه اصلاحات باید بر معیار عدل و قانون باشد (فاصلحوا بینهما بالعدل و القسط) (7) .
كسی كه راههای صلاح و اصلاح را به روی خود ببندد، نابود خواهد شد هر چند فرزند پیامبر باشد;(انّنه لیس من اهلك انّه عمل غیر صالح ) (8) (ای نوح !) او از خاندان تو نیست ، براستی كه عمل او غیر صالح است . اولیای الهی از خدا درخواست می كردند كه به صالحان ملحق شوند. (الحقنی بالصالحین ) (9) .
قرآن معمولا ایمان را همراه عمل صالح بیان كرده است ; (الذین آمنوا و عملواالصالحات ) اثر بخشی عمل صالح محدود به زمان و مكان نیست و حتّی نسل های بعدی از اعمال پدران صالح خود خیر و بهره می برند. (و كان ابوهما صالحا) (10) .
قرآن هدف از كامیابی از نعمت ها را انجام عمل صالح می داند، (یا ایّها الرّسول كلوا من الطیبات و اعملوا صالحا) (11) یعنی بهره گیری و كامیابی شما از نعمت ها باید برای انجام كار نیك و عمل صالح باشد.
خداوند متعال حكومت آینده ی زمین را نصیب بندگان صالح خود خواهد كرد. (ان ّ الارض یرثها عبادی الصالحون ) (12) .
انسان بعد از اصلاح خود، باید به اصلاح دیگران بپردازد و تمام توان خود را در این راه بكار گیرد (ان ارید الا الاصلاح ما استطعت ) (13) چیزی جز اصلاح تا سر حد توانم نمی خواهم .
البتّه خداوند متعال اصلاح طلبان واقعی را از كسانی كه شعار اصلاح می دهند، جدا می كند و چهره ی مدّعیان دروغین را افشا می كند; (قالوا انّما نحن مصلحون ألا انّهم هم المفسدون و لكن لایشعرون ) (14) آنها می گویند: فقط ما اصلاح طلبیم ، آگاه باشید آنها خود فساد كنندگانند، ولی نمی فهمند.
آری ، خداوند مصلحین واقعی را می شناسد. (و اللّه یعلم المفسد من المصلح ) (15) .
خداوند به مصلحان واقعی را وعده ی پاداش داده است . (انّا لانضیع اجر المصلحین ) (16) .
نكته قابل توجه آنكه هر چه میزان فساد بالا برود، تلاش مصلحانه ی بیشتری را طلب می كند. (آری هر چه هوا گرم تر شود، نیاز به آب زیادتر می شود) و هر چه مفسدان خطرناكتر شوند، مصلحان بزرگتری می طلبد. در برابر نمرود جز ابراهیم و در برابر فرعون جز موسی و در برابر یزید جز حسین (ع) چه كسانی می توانند مقابله كنند
.!? بدیهی است برنامه ی اصلاحات همیشه با نامه و گفت وگو و تذكّر پیش نمی رود، بلكه شرایطی پیش می آید كه باید به استقبال خطر رفت . امام حسین (ع) اوّلین مصلح اسلامی است كه به استقبال سخت ترین شداید رفت و جان خود را تسلیم حق ّ نموده و به شهادت رسید.
پی نوشت ها:
1- انعام/48
2- اعراف/35
3- محمد/2
4- نساء/146
5- انفال/1
6- اعراف/142
7- حجرات/9
8- هود/46
9- شعرا/83
10- کهف/82
11- مؤمنون/51
12- انبیاء/105
13- هود/88
14- بقره/11و12
15- بقره/220
16- اعراف/170
حجت الاسلام والمسلمین قرائتی
شعر جالب
سلام. گفتم که وبلاگ رو منتقل میکنیم ...
دارم انجام میدم. آخه کار یکم سختیه .
همه پست هارو با تعویض تاریخ به وبلاگ جدید می برم.
راستی یه خبر خوش دیگه ...
یه نویسنده واقعی (!) هم پیدا کردم که قراره تو وبلاگ جدید فعالیت کنند . خیلی خوب و کار درست می نویسند . امیدوارم سارا خانم اونجا رو هم وبلاگ خودشون بدونند .
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
+ از این تابستان،
فقط خوابیدن سهم من شد!
چه مفید!
چه به درد بخورم من!
این کار لعنتی هم که..
از پوچ بودن،
متنفرم!
ساده تر بگم؟
از اینی که هستم،
خجالت می کشم!!
اه!!
پ.ن : فردا میرم دوچرخه سواری..
منبع: http://pap3li.blogfa
تبلیغات